تبليغاتX
::.::شکر تلخ::.::
::.::شکر تلخ::.::

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

سه شنبه یکم دی 1388-18:13 -هادی

این خانه تاریک است

خانه اش تاریک است

آفتابش خاموش

ماه هم انگار که در گوشه ای دور فکر سوسو زدن است

شیشه پنجره دیگر با طبیعت قهر است

عابر خسته شهر دیگر انگار دلش فکر اقاقیها نیست

پیغام فرستاده برایم که دگر رد نخواهد شد از اندیشه ما

روی دیوار دلم با دو سه قطره از اشک

طرحی از عشق و جنون حک کرده

عابر خسته شهر دل بریدست زهر دشمن و دوست

فکر رفتن دارد

مقصدش نا پیدا . جیبهایش خالی

کوله بارش پراز احساس نیاز

پر از احساس خیانت بر او

آری انگار که او واقعا خواهد رفت

ولی او می داند

خانه مقصد او

باز هم تاریک است.

لینک ثابت |

Hargez Nafahmidi

چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388-14:50 -هادی

هرگز نفهمیدی  که نمی خواهم وادار شوم تا به پناهگاه امن تری بگریزم!

اگر اشتباهات کودکانه ام یکریز و پی در پی به دنبالت آمدند تنها دلیلش

 خواستن بی اندازه ات بود و بس.

نمی دانستم چه کنم  و نفهمیدم

اما حالا خیلی چیزها فرق کرده است

حالا میفهمم که چه اشتباهات بزرگی مرتکب شده ام .

به بیراهه رفتم.

درست است که تو را یافته ام اما تنها از این در هراسم که

 زمانی مرا بیابی که اعتراف کنی :

پس از این همه سالهای سیاه چقدر عوض شده ای  ، چقدر شکسته ای ....

تنها می خواهم که بدانی و بپذیری که من تنها مقصر نبودم و نیستم

و نمی خواهم اینگونه اتفاق بیفتد که

 دوباره بیایم یا دوباره بیایی و این آمدن سبب شکستن هریک از ما شود.

توهمیشه تنهایم گذاشتی

درست در لحظاتی که به وجود استوارت احتیاج داشتم!

هرگز نفهمیدی  و حتی نخواستی بدانی که در دل من چه آرزوها و امیدهای  زیبایی را

تبدیل به خرابه های ویران کردی و با تمام غرور خودخواهانه ات،

 تنها مرا مقصر می دانی !!!

 

اگر رفتی

اگر رفتم

بیا عهدی ببندیم که دیگر هرگز برنگردیم...

 

گرچند که در این بیهودگی سرشار مدام دست و پا می زنم

اما باید اعتراف کنم :

هنوز هم دوستت دارم...

لینک ثابت |

عالیجناب عشق

شنبه دوم خرداد 1388-1:7 -هادی

      تولدت مبارک عالیجناب عشق



عالیجناب شعرهای خسته ام سلام

آری منم.آن عاشقی که هنوز هم بی ادعاست

گفته بودی برایت شعری رو به را کنم

حالا بیا.این شعرو این دفترو بغضی که بی صداست

بی تو آفتاب دلم طلوع نخواهد کرد

بیچاره این دلم. که عمریست رو سیاست

در کوچه های شهر مثل تو را کجا جستجو کنم؟

با چشم گریان و دلی خون و عشقی که بی نواست

رفتی و هیچ نشانی از خود ندادی ام

طفلی خودم.که هنوز هم چشم به راست

از یاد من نرفته آن چشمان و آن نگاه

آن اشک و آه و ناله که با قلبم آشناست

تمام کوی وگذر را که جستجو کردی؟

شبیه من ندیدی.کسی که عاشق و شیداست؟

روز میلادت امسال هم جشنی نمیگیری؟

جشنی بدون من.به قول تو یاری که بی وفاست

عالیجناب شعر های خسته ام سلام

آری منم.عاشقی که رازدار آن خداست.


این شعر با تمام احساس آن تقدیم به کسی که نماد عشق است.


لینک ثابت |

بی خوابی

سه شنبه ششم اسفند 1387-15:14 -هادی



"بی خوابی"

 
دارم تو خونه می میرم چقدر حالم بده امشب

دارم جون می کنم برگرد به غم مهلت نده امشب

کنار پنجره میرم شاید رد شی از این کوچه

چه قدر باختم نفهمیدم دو دست پنجره پوچه

نمی دونی بدون تو چه شبهایی نخوابیدم

تو هر گوشه ی این خونه فقط سایه ت و می دیدم

نمی دونم کجا هستی کجای دنیا بیداری

پس این شب کی تموم میشه شب بی تو خود آزاری

خبر ..نه..نامه نه..حتی نشونی از تو پیدا نیست

دوتا فنجون روی میزه به جز من هیچ کس اینجا نیست

بیا حالمو بهتر کن در این خونه رو وا کن

همه چیزو مهیای طلوع صبح فردا کن

طلوع کن با سحر با من بذار بشکنه
بی خوابی

بپرس از من برای کی؟ برای چی؟ تو بی تابی

 

این ترانه منتشر نشده آلبوم بی خوابی متعلق به

سعید شهروز است.

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به نسیم عشق میباشد.